پاییز شده....
می دونم کوشک الان گهگاهی شبهای سردی داره...دیگه میوه ای به درختها نمونده...شاید چند تا انار..یا زیتون سیاه...خوش به حالتون
۲-تیم مسجد سوم شد
۳-اردو را به گوه کشیدیند
۴-حراست و جنجال فوتبال
۵-بچه های کوشک با رمز اای بابامی پیش میروند
۶-آیا مار گپه برات را می خورد؟
۷-بچه ها در صفوف نماز(بوی زولبیا)
۸-فصل کنار پرزین در راه
۹-سالن بیلیارد در شکو بچه های محله آخر دنیا
۱۰-ازل و پیرنهای شادی
من.تو.همه.....شبهای قدر...رمضان....روزه
http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ho3yn.persiangig.com/audio/Kashki%20Baron%20Bezane(Mohammad%20Eshraghi).wma.mp3
فعلا بای...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میدونم که الان زرد آلوها رسیدن.توتها هم تمام شدن.هوا هم گرم شده.راستی من از خانومها ژوزش می خوام.آخه نظر خصوصی دادین که چرا از دخترهای کوشک خبر نمیدین.آخه محدودیت هست و ما نمی خوایم گردنمون رو از دست بدیم و خبر نگارها هم خبر هاشونو دیر به ما می رسونن.این وبلاگ متعلق به همه کوشکی هاست.باشه از خانومها هم اگه شد خبر میدیم.فقط تو بخش نظرات به صورت نظرات خصوصی اخبار رو به ما برسونین.باز هم از سعید کریمی متشکریم.یکی از خانومها تو نظرات خصوصی گفته بود که سعید کریمی عکس نداره؟
باشه از سعید کریمیی هم عکس تو وب قرار میدیم.
میدونم که الان زرد آلوها رسیدن.توتها هم تمام شدن.هوا هم گرم شده.راستی من از خانومها ژوزش می خوام.آخه نظر خصوصی دادین که چرا از دخترهای کوشک خبر نمیدین.آخه محدودیت هست و ما نمی خوایم گردنمون رو از دست بدیم و خبر نگارها هم خبر هاشونو دیر به ما می رسونن.این وبلاگ متعلق به همه کوشکی هاست.باشه از خانومها هم اگه شد خبر میدیم.فقط تو بخش نظرات به صورت نظرات خصوصی اخبار رو به ما برسونین.باز هم از سعید کریمی متشکریم.یکی از خانومها تو نظرات خصوصی گفته بود که سعید کریمی عکس نداره؟
باشه از سعید کریمیی هم عکس تو وب قرار میدیم.
میدونم که الان زرد آلوها رسیدن.توتها هم تمام شدن.هوا هم گرم شده.راستی من از خانومها ژوزش می خوام.آخه نظر خصوصی دادین که چرا از دخترهای کوشک خبر نمیدین.آخه محدودیت هست و ما نمی خوایم گردنمون رو از دست بدیم و خبر نگارها هم خبر هاشونو دیر به ما می رسونن.این وبلاگ متعلق به همه کوشکی هاست.باشه از خانومها هم اگه شد خبر میدیم.فقط تو بخش نظرات به صورت نظرات خصوصی اخبار رو به ما برسونین.باز هم از سعید کریمی متشکریم.یکی از خانومها تو نظرات خصوصی گفته بود که سعید کریمی عکس نداره؟
باشه از سعید کریمیی هم عکس تو وب قرار میدیم.
میدونم که الان زرد آلوها رسیدن.توتها هم تمام شدن.هوا هم گرم شده.راستی من از خانومها ژوزش می خوام.آخه نظر خصوصی دادین که چرا از دخترهای کوشک خبر نمیدین.آخه محدودیت هست و ما نمی خوایم گردنمون رو از دست بدیم و خبر نگارها هم خبر هاشونو دیر به ما می رسونن.این وبلاگ متعلق به همه کوشکی هاست.باشه از خانومها هم اگه شد خبر میدیم.فقط تو بخش نظرات به صورت نظرات خصوصی اخبار رو به ما برسونین.باز هم از سعید کریمی متشکریم.یکی از خانومها تو نظرات خصوصی گفته بود که سعید کریمی عکس نداره؟
باشه از سعید کریمیی هم عکس تو وب قرار میدیم
امروز با خبر شدیم که دیروز بیژن جهرمی ُ پدر محمد جهرمی از دنیا رفتند.با صحبت با بچه های کوشک با خبر شدیم که این واقعه بر سکوت کوشک افزوده...
تمام اعضای بلوگ کوشک این مصیبت رو به محمد جهرمی و خانواده محترمشون تصلیت میگن و از خدا طلب صبر برای این خانواه میکنن.![]()
![]()
![]()
بابا به افتخار سعید بزن اون دست قشنگه رو![]()
![]()
![]()
![]()
۲-حسین کرمی در بروجرد
۳-پایان خدمت قاسم
۴-باران فوتبالهای عیدانه را تعطیل کرد
۵-مجتبی کریمی عاشق
۶-مجتبی علیپور و پایان خدمت
۷-فروشگاه بی رونق
۸-ازدواج در کوشک بیداد میکند
۹-داوود امیری در مسیر عشق
۱۰-ایمان خدادادی در سر بالایی مسوولیت
۱۱-دانیال و رنگ عشق
۱۲-نون باسقان گرون شد![]()
۱۳-رضا و سپهر روی خط اینترنت
۱۴-ساختملن جدید فروشگاه در حال ساخت
۱۵-هیچ کس در مسجد نیست.بچل کجایید
۱۶-نیما کریمی و مینی بوس
شنیدم کوشک بد جوری بهار شده.شنیدم گلهای زرد آلو همه سد رو سفید پوش کردن.
شنیدم همه پرنده های خوش قول باز به قولشون وفا کردن و سد رو پر از شور و نشاط کردن
شنیدم صدای بهار تو سد پیچیده.ای نامردا.چند روز پیش تو تهران بچه های تیم اندیکا رو دیدم
اونقدر خوشحال شدم.کلی با هم صفا کردیم.امیر...مجتبی...وبقیه.زووووود میام
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
دور جدید اخبار پاریس کوچولو از ابتدای اسفند ماه آغاز می شود
منتظر نظراتتون هستم
بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می کنم
می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است. می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم
می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم
می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم
می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند
می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم . می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ... می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . . اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباری و بقيه مدارک، مال شما. من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
salam
in rozha ro ke negah mikonam engar az kheyly chizha khodamo door kardam.engar az kheyly chizha boridam
doos daram az hame door basham.doost daram onghadr sabok besham ta be binahayat beram.doost daram
onghadr khoda ro hes konam ke be hich chiiizo hich kas niazi nadashte basham.doost daram hameye adamha
roo ham ona ke behem namardi kardan va ham onaeei ke behem namardi nakardan ro faramoosh konam.aree
doost daram be paris kocholo bar gardam.doost daram nazdik basham be too.be tooei ke sedat hanooz toye
goosham dare mipiche.doost daram faghat to mano dark koni.kash in rozhaye talkh zood begzare.kash in
roozhaye bi ahmyat begzare ta man zendegi ro aghaz konam.....kash khoda dasthamoo zood begire
اما کسی نبود که تو را از رفتن منصرف کند و من سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد......
من افتاده جان این حادثه تا پاس شب دیدم
شاید خیلی سخت باشه وقتی میبینی همه مصیبتها و همه سختیها واسه تو باشه و دیگران هم بهت بخندن.اما وقتی بفهمی که(اگر با من نبودش هیچ میلی....چرا ظرف مرا بشکست لیلی)اونوقت میفهمی همه این درد سرها ناز و کرشمه ها و عشق بازی معشوقه با تو...این قطار که از این ایستگاه بره ...همه چیز وبا خودش میبره..همه مسافرها و همه خاطره هاشو..دیگه هیچ فرقی هم نمیکنه که تو واسه رفتنش شب و روز اشک می ریزی یا نه....من اونقدر روزهای زفتن و دیدم...اونقدر روزهای گذشتن و شکستن و دیدم که دیگه فرقی نمیکنه....این قطار خیلی وقته که حرکت کرده
و قلبم را ربود و بر زمین انداخت یک خورشیدک ناپاک
که تا چشمم گشودم قلب دیدم می تپد بر خاک
محمد کاش آهی که کشیدی از در افسوس
نگیرد جان آن را که دلت را کاشت برخاشاک
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
مرا ببوس
براي آخرين بار
خدا تو را نگهدار
كه ميروم به سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
تمام لحظه ها مون
تو اوج غم گذشته
مرا رها كن اي دوست
براي آخرين بار
شكسته ام چو هر بار
..............................
امشب هم مانند شبهاي دگر
عشق با ما عشق بازي مي كند
يا حق(آسمون)
سلام به اونهايي كه از بلوگ من هيچ چيزي نمي دونند و راه به راه كامنت بيجا ميذارن
ببينين من 2 تا دوست دارم كه هر 3 از هم كيلومتر ها فاصله داريمو با هم قرار گذاشتيم
كه عكس هامونو به اين طريق به هم نشون بديم.حالا شايد نظرتون عوض بشه.در ضمن
فرقي هم نميكنه...............
تمومش مي كني يانه؟
تمومش كن تو رو گلها
همه از هم جدا هستند
شكسته شد همه پلها
تمومش مي كني يا نه؟
منم فانوس يلدا سوز
نه من ماهم نه خورشيدم
گذشتي بي بها افسوس
تمومش كن مث هر روز
كه من تنها ترين باشم
كجا بي من كه فردا نيست
ميخوام كه اخرين باشم
تمومش ميكني يا نه؟
محمد دست و پا بستست
زمونه قلب من رو كشت
دلم از بيخ و بن خستست
تمومش كن تو رو گلها
كه گلها يك به يك خم شد
محمد رفته از اينجا
تو قلب تو خدا گم شد
تمومش كن
تمومش كن
اون كه به من گفت بي بته؟
يادت نيست من بهتون گفته بودم كه از خيلي چيزا باخبرم.كارهاي خودت رو به من وصله نكن.
يادته من گفتم كه پا روي ارزشهام نميزارم![]()

(سلام
امروز محمد می
خواد حرف بزنه
خیلی وقته که
دلم گرفته.یادش بخیر اون روزهایی رو که بچه ها تمام دنیای هم بودن
یادش بخیر اون
روزهای گرم معرفت.چند روز پیش یه بچه رو دیدم که شاید 7 سالشم نبود.
داشت به دوستش
فحش ناموس می داد.واقعا حقیقت تلخیه که همه رو به فقر اخلاقی دارن پیش
میرن.گاهی اوقات
آرزوی مرگ می کنم.آیا آغاز وپروازی هم هست؟ای اونایی که فارغ از حال
من هستین.وقتی
که روگردوندن شما رو از انسانیت می بینم.میترسم سوز دردم و آه سردم دامنگیر
شما بشه.ای
دوستهای خوب من که رفتین.شاید فقط دوستی در روزهای خوب بود.اما هر غمی به
پایان میرسه.دلم
گرفته از این روزها.از این روزهای بی نشون.از این همه در به دری.از آدمای
مهربون.از اون
مترسگای بد.از هم دلهای بی نشون.تو هم که بی صدا شدی .آهای خدای آسمون
.آهای خدای
عاشقا.تویی فقط دلخوشیمون.آره دلم خیلی پره.از غمهای رنگابارنک.از جمله دوست دارم
.دررررررررروغای
خیلی قشنگ.دلم گرفت از این روزا.از آدمای مهربون.از تو که با ما نبودی.از
اون خدااای
آسمون...................................
ای آن دوستی که
مرا از یاد بردی بدان با خاطراتت خوش هستم.کجاست آن کسی که دم از رفاقت
میزد؟
کجاست احسان؟کجاست
محمد؟کجاست آسمان؟کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟
من خدا را دارم
و تنها نیستم.پشت هر کوچه اگه یکی پرپر میزنه.شک نکن که عاشقه.یه نفر مثل منه
منم اون غریبه
شهر شما..که غریبم توی جمع آدما.این همه شکستن سهم من نبود.دل به گریه بستن
سهم من نبود.دلم بال مرا چرا شکستی؟پر نزدی به
گل نشستی....چرا؟؟؟دل به دریا بزن در شب طوفان.
تا کی تنهایی؟برخیز
و بال و پرت رو وا کن و تا کوی نا کجا پرواز کن/ای غم من.ای همدم من.دست
از سر دل من
وردار.....****.....دوست دارم سبدسبد ستاره ها رو بچینم**********************.
ای پادشه
خوبان.داد از غم تنهایی.دل بی تو به جان آمد.وقت است که باز آیی
آنکه سوخت ولی
جوانه زد.آنکه خدا او را خیلی دوست دارد.آنکه عاشق طبیعت است.آنکه دوست دارد
یک روز خدای
مهربان گره کور دلش را باز کند.آنکه مبتلای مردانگی است و در عهدش پایدار است.
آنکه لحظه ها را
میشمارد تا.......آنکه آسمان است:محمد*********خدانگهدار.)


